راهنمای جاذبه هاي گردشگري و برنامه ريزي سفر
علی حاتمی متولد ۱۳۲۳ هجری شمسی است. او در اواخر دورهی متوسطه به ادارهی هنرهای دراماتیك رفت و كلاسهای نمایشنامهنویسی را گذراند و بعد از مدتی از دانشكده هنرهای دراماتیك فارغالتحصیل شد. كار هنری او از سال اول تحصیل در دانشگاه با نمایش «دیب» آغاز كرد.
از دیگر نمایشهای وی میتوان به «خاتون خورشید باف»، «آدم و حوا»، «حسن كچل» و «چهلگیس» نام برد.
حاتمی سپس به كار ساخت فیلمهای تبلیغاتی مشغول شد بعدها شروع به همكاری با تلویزیون كرد و اولین كار مهمش در آنجا در مجموعه تلویزیونی جنگل ۱۳۴۷ به عنوان نویسنده و بازیگر بود. فعالیت در سینما را از سال ۱۳۴۹ به عنوان نویسنده و كارگردان با فیلم «حسن كچل» آغاز كرد.
از آثار سینمایی او میتوان به «طوقی» ۱۳۴۹ ، «باباشمل» ۱۳۵۰ ، «قلندر» ۱۳۵۱ ، «سوته دلان» ۱۳۵۶ «حاجی واشنگتن» ۱۳۶۱ ، «كمالالملك» ۱۳۶۳ ، «مادر» ۱۳۶۸ «دلشدگان» ۱۳۷۰ و... است.
و ۱۴ آذر ماه ۱۳۷۵ انالله و انا الیه راجعون و ««حالا مثل این كه از این سینما هم باید بروم و یابه قول دیالوگ فیلمهایم طعمه دام و صید صیاد شدم و یا میشوم و شاید این پایان عشق است و یا آغاز راه و اگر مرگی هست هیچ گاه چیز ترسناكی نیست. همان طور كه در شاهنامه ما هم نبوده و یا به همان نحو كه من در فیلمهایم مرگ را ترسیم كردهام ـ دلشدگان، مادر و ... و حتی در فیلم“مادر“ مرگ قبلا تمرین میشود و من در فیلمهایم پرسوناژهایم را قبل از مرگ تطهیر میكنم. هرچند خداوند عادل است و رحمان و رحیم، ولی من كه در این موارد یك آدم عامی و سنتی هستم یا داستانهایم را با مرگ جمع كردهام و یا بیانیههای مهم. فیلمهای من با مرگ به تماشاگر القاء شده و شاید همه داستان بشر درمرگ و زندگی خلاصه شود و البته مرگ پایانی برای زندگی نیست. شما غیر از این فكر میكنید؟ »
بازخوانی آنچه تاكنون دربارهی علی حاتمی گفته شده است در سالروز درگذشت این هنرمند ایرانی حائز اهمیت است.
فریدون جیرانی میگوید: «علی حاتمی هنرمندی تكرارنشدنی بوده و همواره بخشی از فیلمسازان از جمله او متعلق به تاریخ هستند و درتاریخ زنده خواهند ماند.»
سال گذشته در مراسم بزرگداشتی برای علی حاتمی، فریدون جیرانی دربارهی حاتمی سخن گفت.
او میگفت: «حاتمی از اولین اثر خود یعنی «حسن كچل» تا پایان كار خود شهری آرمانی را طلب میكرد. او همواره در فیلمهایش از گذشتهای یاد میكرد كه شاید اگر درتاریخ به آن مراجعه میكردیم، دوران بسیار بدی بود. اما منظور حاتمی از آن شهر، یك شهر آرمانی بوده است، شهری كه همه انسانهای آن همدیگر را دوست دارند.»
فریدون جیرانی یادآور شد:«حاتمی در زمینهی مطالعه تاریخ، فردی علاقهمند بود و پیش از آنكه از دنیا برود، نیز دربارهی تاریخ و مسائل تاریخی فیلمهایش صحبتهای خیلی خوبی كرده بود و من فكر نمیكنم هیچكس توانسته باشد شخصیتی مانند میرزای شیرازی را مانند او بهخوبی به تصویر بكشد. البته این نقش نیز درزمان خود با انتقاداتی مواجه شد اما بعدها جنبههایی از شخصیت شیرازی شناخته شد كه تاییدكننده شخصیت میرزا در فیلم حاتمی بود.
میتوانیم بگوییم كه جز فیلمهای حاتمی میراث تصویری دیگری نداریم و تاریخ تصویری، جز در آثار او در فیلمهای فرد دیگری نیست و اگر هم نمونهای دراین زمینه ارائه شده، نمونه درخشانی نیست.
كارگردان قرمز تاكید داشت براینكه؛ فكر نمیكنم دراین دوره بتوانم حاتمی دیگری پیدا كنیم ودر كل معتقدم حاتمی تكرارشدنی نیست. او متعلق به زمانه خود بود و برگ آخر دفتر آن زمان بود و فكر نمیكنم باردیگری تكرار شود. اما ما باید در هر شرایط و هر دورهای بهدنبال فیلمسازان آن دوره بگردیم. حاتمی تكرارشدنی نیست، همانطور كه تقوایی و كیمیایی هم دیگر تكرار نمیشوند. هرشرایطی آدمها و فیلمسازان خاص خود را دارد و اكنون هم شما میتوانید فیلمسازان نسل خود را پیدا كنید. ۱۰سال دیگر هم شاید بتوانند مانند این فیلمسازان را داشته باشید، اما بخشی از فیلمسازان متعلق به تاریخ هستند و تاریخ از آنها یاد خواهد كرد و آنها درتاریخ زنده خواهند ماند.»
● "حاتمی" سعدی سینمای ایران بود
جمشید مشایخی میگوید: زندهیاد "حاتمی "سعدی سینمای ایران بود كه دیالوگهای حساب شدهای در فیلمهایش استفاده میكرد. او حرف امروز را در قصههای دیروز میگفت و تاریخ برایش وسیله بود. حاتمی هنرمند توانایی بود كه به تاریخ وادبیات اشراف كاملی داشت و اثر را از فیلتر ذهن خود خارج و روایت میكرد. من در داستانهای مولوی، سلطان صابحقران، سوتهدلان، كمالالملك و هزاردستان با او همكاری داشتم. ضمن اینكه قرار بود در "دلشدگان" هم حضور داشته باشم و حتی تست گریم دادم و قرارداد بستم. یك روز هم علی حاتمی با حسین دهلوی خانه ما آمدند و قرار شد او هم به ما كمك كند. مدتی هم تار زدن یاد گرفتم تا استیل ساز زدن را در فیلم به شكل درست داشته باشم. حاتمی به من گفت تا شهریور كاری با من ندارد و دراین فاصله سریال "پیك سحر" پیشنهاد شد. به گونهای قرارداد بستم كه كارم اول شهریور تمام شود. اما ۱۰ مرداد حاتمی مدیر تولید را سراغ من فرستاد و به خاطر اینكه كاخ گلستان را جلوتر گرفته بودند، خواستند كار را شروع كنند كه نتوانستم در فیلم بازی كنم. در "مادر" هم قرار بود بازی كنم آن هم نشد. "ورسیون اول "تختی" را هم به من داد و قرار بود نقش "مردم" را در مقابل پیروزیها و شكستهای "تختی" بازی كنم. اما عدهای نمیخواستند علی با من كار كند وهمین افراد باعث شدند دلخوریهایی بین ما بوجود آید. من كار با او را خیلی دوست داشتم و خود حاتمی معتقد بود دیالوگهایش را من از همه بهتر میگویم و به همین دلیل هنوز هم بعضی ازدیالوگهایش را حفظ هستم.
● او به ایران و تاریخ آن اهمیت میداد
علی نصیریان هم با بیان اینكه "علی حاتمی" ریشه در تئاتر داشت و از بچههای تئاتر بود، مطرح میكند: از همان ابتدا او را میشناختم و با شیوه كاریاش هم آشنا بودم. او اسكلتی از قصه و چیزی كه میخواست بسازد را مینوشت و به هنرپیشهاش میداد و میگفت چهارچوب و قاب قضیه این است و دیالوگها را شب قبل از فیلمبرداری مینوشت و صبح كه میخواست برداشت شود به بازیگر میداد. این یك مقدار برای من و بازیگران دیگر سخت بود، چون هم زبان كار عادی و راحت نبود و هم اینكه فرصت بسیار محدود بود و تنها مشكل من با حاتمی همین بود. ولی از لحاظ كار چهارچوبها و دیدهایی داشت كه در اول كار مطرح میكرد و در هنگام كار دخالتی در كار هنرپیشه نمیكرد و فقط میزانسنها را توضیح میداد. حاتمی با تمام عواملش خیلی با محبت ارتباط داشت و كارش هم به نظر من منحصر به فرد بود و فرم خاص خودش را داشت. او به ایران و تاریخ ایران و آدمهایی كه در تاریخ بودند و حتی اشیا، معماری و رنگ اینها اهمیت زیادی میداد و اصرار داشت همه چیز درست دربیاید.
● "حاتمی" از پایهگذاران سینمای ملی بود
محمد علی كشاورز كه بهسابقهی همكاریاش با زندهیاد علی حاتمی اشاره دارد، به ایسنا میگوید: سال ۵۹ مشغول بازی در سریال "سربداران" بودم كه علی حاتمی "هزار دستان" را شروع كرد و این اولین كار من با او بود. البته قبلا نمایشنامههایی كه نوشته بود را در تئاتر كار كرده بودم. علی از بچههایی بود كه از اداره هنرهای دراماتیك بیرون آمد و در رشته ادبیات دراماتیك تحصیل میكرد و در بعضی كلاسها با هم بودیم. فیلمهای خوبی هم ساخته بود مثل "سوته دلان" و "ستارخان" و در واقع فیلمنامهنویس ماهری بود و هنوز كسی روی دست او در دیالوگنویسی بخصوص در زمان قاجار بلند نشده است.
او ادامه میدهد: هنگام ساخت "هزار دستان" به من میگفت؛ حالا دیگر باید با من كار كنی. او فیلنامهاش را به كسی نمیداد البته اینكه میگویند چیزی آماده نداشت اشتباه است. علی همه چیزش آماده بود منتهی دست كسی نمیداد و فقط به تعداد معدودی كه با آنها آشنا بود میداد. "هزار دستان" را من، مشایخی و انتظامی خواندیم ولی به خیلی از بازیگران نداد. حتی اینكه میگویند سركار میآمد و مینوشت اصلا درست نیست، تمام این چیزها را علی قبلا نوشته بود، منتهی وقتی سر صحنه میآمد آنها را به كسانی كه باید بازی میكردند میداد. وقتی نقش "شعبان بی مخ" را به من پیشنهاد كرد گفتم:اجازه بده روی نقش مطالعه كنم و ببینم دوستش دارم یا نه، دیدم با این كار میشود یك تجربه كار هنرپیشگی كرد. با جاهلهای قدیمی و لوطیهای محلههای مختلف صحبت كردم تا به نقش نزدیك شوم. نزدیك به ۵ بار هم گریمم عوض شد كه هر بار ۴ ساعت طول میكشید من و انتظامی سنگینترین گریم را داشتیم. به هر حال شروع به كار كردیم.شعبان بیمخ نقشی بود كه دوست داشتم و خوشبختانه از نظر مردم هم موفق بود. علی هم دقت زیادی روی كار داشت و حتی به جزئیات میرسید. "هزار دستان" واقعهای تاریخی به روایت علی حاتمی بود. او به همراه فرخ غفاری از پایهگذاران سینمای ملی بودند علی مطالعه زیادی داشت و مردم را خوب میشناخت و نقشش را به كسی میداد كه بتواند آنرا حس كند و حتی وسایلی كه در صحنه انتخاب میكرد، حتما باید اصل میبود و آنها را از موزهها به امانت میگرفت كه هنرپیشه با دیدن این اجسام قدیمی یك حس جدیدی را تجربه كند. بازیگرانش همه برایش مهم بودند چه آنكه نقشی بلند داشت و چه آنكه نقشش كوتاه بود.
در فیلم "كمال الملك" هم همكاریام با علی ادامه پیدا كرد كه نقش "اتابك اعظم" را بازی میكردم و برای این فیلم هم تحقیقات و مطالعات زیادی را انجام دادم.
● او با وسواس عجیبی كار میكرد
مرتضی احمدی از اینكه علی حاتمی بچه محلاش بوده است یاد كرد و بیان كرد: كوچهای بنام حاتمی بود كه هنوز هم هست و در آنجا با عمویش زندگی میكردند. اسم كوچه هم برای عمویش "عزیزالله خان حاتمی" نویسنده بزرگ رادیو بود. علی در كنار عمویش به اینجا رسید. علی مرد بامرامی بود و دیالوگهایش مینیاتور بود و فكر نمیكنم كسی پیدا شده باشد كه بتواند مانند او دیالوگ بنویسد. علی یك برادر و یك خواهر داشت كه برادرش حسین هنوز هم با من تماس دارد.
در فیلم "حسن كچل" به كارگردانی علی حاتمی فقط در تیتراژ خواندم و بازی نكردم و در مقابل اصرار حاتمی برای بازی كردن، گفتم: «علی جان من هر كار هم بكنم به اندازه تیتراژ مورد توجه مردم قرار نمیگیرد» كه همینطور هم شد.
"باباشمل"و"قلندر"را هم با او كار كردم و از كارهای بعد از انقلابش هم بازی در "هزاردستان" را پیشنهاد داد كه آن زمان مساله بیماری همسرم مطرح بود كه مبتلا به سرطان بود كه همه دار و ندارم را خرج او كرده بودم و خواه ناخواه من باید زیاد كار میكردم و نمی توانستم ۲ سال مشغول یك كار باشم، "هزاردستان" ۸سال طول كشید. به او هم گفتم من دوست تو هستم. بچه محل هستیم من چیزی را از تو لاپوشانی ندارم، خیلی بدهكارم، باید كار كنم. علی هم حرف مرا قبول كرد و چیزی نگفت. ولی به عنوان ۲ تا بچه محل و دو تا دوست با هم تماس داشتیم و مرگش هم برای من خیلی سخت بود.علی حاتمی با وسواس عجیبی كار میكرد و به همین دلیل تمام آثارش به یادگار مانده است.
● او فیلمش را در هنگام دوبله هرس میكرد
منوچهر اسماعیلی از دوبلورهای پیشكسوت هم از سابقهی رفاقتش با علی حاتمی میگوید: با علی حاتمی از "حسن كچل" كه شروع كارش بود رفیق بودم و به همین دلیل علاقه خاصی به هم داشتیم و این همكاری از آن كار كه پیش صدا ضبط كردیم تا فیلم آخرش ادامه داشت. از كارهای علی حاتمی اصلا نمیتوان گذشت، خود او معتقد بود و بارها و بارها هم گفت: «كه من فیلمم را در زمان دوبله هرس میكنم و به بار میآورم و معتقد بود كه لحن كارهایشان در دوبله در میآید.»
چند تا فیلم هم مثل "دلشدگان" سر صحنه گرفت و دوبله نكرد، یكی هم "حاجی واشنگتن" بود كه تقریبا همه هنرپیشهها به جز یكی دو نفر خودشان صحبت كردند و جایی برای دوبله آنچنانی نداشت، ولی "كمالالملك" و"مادر" او مثال زدنی است.
ایمان بچهها پشت حاتمی بود و لحظهای كه حضور نداشت ما كار نمیكردیم و صبر میكردیم بیاید و بدون دستور او حتی یك كلمه هم نمیگفتیم. با اینكه اطمینان كامل داشت ولی به خودمان اجازه نمیدادیم. این اعتقاد این احترام را برای همه ما واجب میكرد.
مادر" آخرین همكاری من با مرحوم حاتمی است. در این فیلم هم جای سه شخصیت اصلی صحبت كردم، پسر بزرگ خانواده كه نقش آنرا محمد علی كشاورز بازی میكرد و آقای حاتمی گفت، همان شعبان استخوانی را مقداری ارتقاء بده و در واقع حساب بانكیاش را زیاد كردیم و چهار تا كلمه آلمانی هم در حرفهایش آوردیم. پسر عقب افتاده خانواده با بازی اكبر عبدی كه آن هم شبیه كه نه؛ ولی از جنس "سوتهدلان" بود كه در واقع باید گفت، هیچ كدام از پرسوناژها در تفكر علی حاتمی از دسترسش دور نبودند و هر كدام در یك جایی در فیلمهایش حضور داشتهاند و برادر ناتنی كه جمشید هاشم پور آنرا بازی میكرد و برای این نقش آقای فردوسیزاده مترجم زبان عربی خیلی به من كمك كرد و با حضور او تمام اعرابگذاریهای را رعایت كردم. البته زیاد با این زبان غریبه نیستم و سابقه ذهنیام از ادای كلمات خیلی زیاد است و با یك بار گفتن ایشان توانستم صحبت كنم.
زندهیاد علی حاتمی چند بار سر فیلمبرداری این فیلم در همان خانهای كه میخواست كار كند، در خیابان سوم اسفند ماه از من دعوت كرد كه با حال و هوای فیلم آشنا شوم.
● اجل مهلت نداد آخرین پیامبر (ص) را بسازد
عزت الله انتظامی هم از فیلمنامهی نساختهی علی حاتمی به نام آخرین پیامبر (ص) یاد میكند و به ایسنا میگوید: "آخرین پیامبر(ص)" كه به زندگی حضرت محمد (ص) مربوط میشد از جمله فیلمنامههای آمادهی مرحوم علی حاتمی بود كه مجال ساختنش را پیدا نكرد و برای همیشه بایگانی شد.
«زینالعابدین رهنما» كتاب زیبا و قشنگی دربارهی حضرت محمد (ص) نوشته بود كه علی حاتمی تصمیم گرفت فیلمنامهای براساس این كتاب آماده كند و آنرا در قالب سریالی بسازد. به اتفاق ایشان به منزل رهنما رفتیم و اجازه این كار را گرفتیم فیلمنامه آماده شد و گفتند باید به قم برود تا آنجا اجازه ساخت بگیرد كه این سناریو در آنجا رد شد و آقای حاتمی آنرا به آقای رهنما برگرداندند.
علی حاتمی خیلی دوست داشت راجعبه حضرت محمد (ص) كاری بكند و سناریوی دیگری را با نام «آخرین پیامبر» آماده كرد و آنرا به همراه دو فیلمنامه دیگر به نامهای «آقبانو» و «گاردنپارتی» به من داد تا آنرا بخوانم و نظرم را بدهم. آنرا خواندم و خیلی خوشم آمد در واقع خیلی خوب روی آن كار شده بود. فقط پیشنهاد كردم به خاطر اینكه فضای كار درست در بیاید در كشورهای عربی ساخته شود كه نظر خود حاتمی هم همین بود.
این سناریو مورد تایید مراجع قم هم قرار گرفت وپروژه بسیار عظیم بود و بعد از سریال «هزاردستان» تنها سریالی بود كه دوست داشتم در آن بازی كنم كه نشد. در واقع حاتمی میخواست دولتهای دیگر را برای ساخت این مجموعه به مشارت بكشاند كه اجل مهلتش نداد.
آقای بازیگر معتقد است: سناریوهای علی حاتمی خاص بود و با وجود اینكه سناریوی این سریال كامل است اما شخص دیگری نمیتواند این كار را بسازد. در واقع سبك حاتمی این بود كه سناریوها را كامل نمینوشت اما وقتی میخواندیم به پیكره كار
پی میبردیم. او سر كار صبح به صبح دیالوگی را به بازیگران میداد. حاتمی تبحرش را در ساخت آثار تاریخی با "كمالالملك"، "سلطان صاحبقران" و "هزار دستان" نشان داده است.
و صادق ماهرو از دوبلورهای پیشكسوت به ایسنا میگفت: با علی حاتمی در «حسن كچل» همكاری كردم ومعتقدم او یك دانشمند بود كه خیلی میفهمید. از من خواست صدایم را برای نقش غول بسازم و بعد هم تلافی كرد و اسم من را در تیتراژ، بزرگ بالای گویندههای دیگر نوشت.
چنگیز جلیلوند دیگر دوبلور پیشكسوت مطرح كرد: فكر میكنم یكی از قشنگترین كارهایی كه در سینما دوبله كردم فیلم "طوقی" ساخته علی حاتمی بود كه به جای وثوقی و ملك مطیعی صحبت میكردم و هر دو، صداهایی كاملا متفاوت داشتند كه با راهنماییهای خوب حاتمی این نقشها درآمد.علی حاتمی در چهاردهم آذرماه سال ۱۳۷۵ پس از یك بیماری طولانی درگذشت.
منبع خبری : سایت آفتاب

علیرضا عالم نژادشنبه چهاردهم آذر 1388 در ساعت 9:7 |