راهنمای جاذبه هاي گردشگري و برنامه ريزي سفر
اين روزها خيلي سرحال نيستم . يك دنيا انگيزه ام با كلي طرح و فكر نو ولی ...
تبديل شدم به يه آدمي كه خيلي ها از افكارش حمايت مي كنند و تشويقش مي كنند. بعضي ها هم ميزنن تو ذوقش و خيلي سرد و بي تفاوت برخورد مي كنن. من نه ازبه به و چه چه جماعت اول هوا برم مي داره و نه از برخورد نامناسب جماعت دوم دلسرد ميشم. كار خودم رو مي كنم و پيش ميرم تا ببينيم خدا چي مي خواد. اين روزا بيشتر از همه به صبر و استقامت احتياج دارم.
اين حرفا رو بيشتر از اين جهت مي گم تا يادم باشه انجام كارهاي فرهنگي به صبر و تحمل فراوون احتياج داره. اونم تو روزگاري كه بيشتر چيزها رنگ و بوي مادي به خود گرفته و همه دنبال يه لقمه نونن و خيلي ها در قبال خيلي از حرفا تنها با يه جمله جوابت مي دن كه اي بابا دل خوش سيري چند.
توي اين روزاي خوب ماه رمضون كه البته اونم ديگه مثل سابق نيست ، سر سفره افطار براي همه دعا كنيد. هر كسي توي اين دور و زمونه مشكلات خاص خودش رو داره و به اندازه كافي مشكلش براي خودش بزرگ هست. باور كنيد خيلي از مسائل و اتفاقات اطراف ما مشكل نيستند و با يه كم گذشت زمان قابل حل هستند و اونها را بايد گذاشت رو حساب بالا و پايين روزگار. ولي بعضي ها هستند كه واقعا مشكل و گرفتاريهاي جدي دارند. خيلي ها بيمار دارند ، خيلي ها مشكلات خانوادگي جدي دارند ، خيلي ها زنداني دارند و چشمشون هميشه به يه روزنه ست وخيلي از مشكلات اساسي ديگه.
آخ كه چقدر دلم براي هق هق ابرا تو پاييز تنگ شده . دلم يه بارون حسابي مي خواد .
سلام به همه كافه تهرونيهاي عزيز. فرارسيدن ماه مبارك رمضان را تبريك عرض مي نمايم. اميدوارم نماز روزه هاتون قبول درگاه حق باشه و همواره در جمله روزه داران واقعي باشيد.
مرداد ماه من است . ماه تو و ماه او. ماهي كه در آن زاده شديم تا به هم سلام كنيم . سلامي از سر مهر و صفا. وسلامي از سر عشق و وفا . سلام يعني از من به تو گزندي نمي رسد و چه خوش باشد آن روزي كه سلاممان به يكديگر اينگونه باشد. آن وقت اين روزگار شكرستان مي شود و اين جهان گلستان .
مردادماه بر تمام مرداديهاي عزيز مبارك. بهترين انديشه هاي زيبا را برايتان آرزومندم. اين روزها مشغول كسب يه تجربه جديد هستم . چند روزي نيستم ولي به زودي خدمت رسيده و گزارش اين تجربه جديد را تقديم مي كنم.
امروز بعد از مدتها فرصتی دست داد تا کمی پیاده روی کنم از میدان انقلاب تا میدان هفت تیر. مشاهدات امروز من از تهران همه زیبا بود و دل در گرو مهرو محبت شهروندان خوب شهرمان داشت . شهری که خیلی ها به آن پز می دهند، خیلی ها به آن فحش می دهند ، خیلی ها دلتنگش می شوند وخیلی ها برایش اشک می ریزند. امروز همه چیز در این شهر به چشمم زیبا آمد . شهر، شهر فرنگ ، از همه رنگ.
دختر کوچولو و زیبایی که از پشت قفس صورتش را به خرگوشهای کوچک داخل قفس می مالید. زنی میانسال با پوشش زنان لر ، هتلی زیبا وتوپی که آرام و آرام قل می خورد و خیابان گردی می کرد.
امروز با خود فکر می کردم که چقدرمردم این شهر را دوست دارم. خیلی تشنه ام بود . اما تصمیم گرفتم تا خانه چیزی نخورم تا در کاسه سبز زیبایی که دو ماهی نقاشی شده همیشه در آن شنا می کنند شربت سکنجبین بخورم . شربتی که همسرم با دستان همیشه مهربانش برایم درست می کند.
خيلي ها تو اين روز شادند ، خيلي ها غمگين.
روز زن و روز مادر مبارك. ![]()
کافی است سرت را بچرخانی و برگردی ببینی یک عمارت تاریخی که تا دیروز وجود داشت دیگر وجود ندارد. من به چه زبانی بگویم که مسئولان متوجه شوند؟
تک بنا هیچ ارزشی ندارد.اگر بخواهیم توریست به تهران بیاید باید یک بافت تاریخی را که شامل همه المانهای زندگی از جمله خانه, مسجد, مدرسه, حمام و ... است حفظ کنیم.
تو این راه بندان تهران هیچ کس بلند نمی شود برود فقط یک خانه را ببیند که اطرافش پر از آپارتمان های بد قواره است. بافت تاریخی یزد؛ بافت تاریخی ماسوله, بافت تاریخی کرمان و ... چقدر قشنگ ترند؟
دست نوشته ای به قلم دوست خوبمان مرجان حاجی رحیمی :
باید بگویم که بافت تاریخی طهران مظلوم ترین بافت تاریخی کشور است, شهری که مهمترین وقایع تاریخ معاصر کشور در کوچه پس کوچه های آن اتفاق افتاد حالا با بی رحمی تخریب می شود.
نمی دانم چرا اما می توان چندین دلیل را برای تخریب بافت تاریخی تهران برشمرد:
1-مهاجرت تهرانی ها از این منطقه به مناطق دیگر شهر و یا خارج از کشور.
2-تجاری شدن بافت تاریخی و اینکه ارزش افزوده ای که دارد سودجویان را به تخریب و ساخت پاساژ ترغیب می کند.همچنین تعداد زیادی از خانه ها نیز کارگاه شده و مهاجران افغان و عراقی در آنها به صورت غیرقانونی مشغول کارند.
3-تجاری شدن مناطق تاریخی باعث شده این مناطق از بعد از ظهر به بعد از رهگذر و عابر خالی شود و همین امر امنیت این مناطق را به خطر می اندازد.
4-نبود سکنه محل امنی برای قاچاقچیان و افراد معتاد شده تا با خیال راحت در کوچه پس کوچه های این محله ها به خرید و فروش و مصرف مواد مخدر بپردازند.
5-بسیاری از خانه ها سالهاست در انحصار ورثه قرار دارند و از آنجا که تعداد ورثه بسیار زیاد شده این عمارتهای قدیمی متروکه باقی مانده اند.همین انزوا باعث شده تا این خانه ها محل امنی برای افراد ناباب شود.
اینها فقط دلایلی مختصر از نابودی است که بعدها درباره آن بیشتر می نویسم.
معرفی مرجان حاجی رحیمی از زبان خودش . دوست خوبی که از این به بعد قراره مطالبشو جهت استفاده سایر دوستان در کافه قرار بده. با تشکر از مرجان.
من مرجان حاجی رحیمی هستم که در 29 اردیبشهت 1360 که روز میراث فرهنگیه (اگر سال کبیسه باشه) تو تهران و در بیمارستانی به دنیا آمدم که ثبت آثار ملی است. (بیمارستان دادگستری در خیابان پارس)
خانواده پدری ام در محله امامزاده یحیی و خانواده مادری ام در خیابان ری و بعدها سرچشمه زندگی می کرده اند و تا جایی که می دونم ما غیر از طهران هیچ شهر دیگری نداریم.شاید هم به همین دلیله که دلم برای آثار تاریخی و کوچه پس کوچه هایش می سوزه.
از سال 1380 خبرنگار شدم.کارم رو با خبرگزاری میراث فرهنگی www.chn.ir شروع کردم و در روزنامه های زیادی از جمله شرق, کارگزاران, همشهری, حیات نو, دنیای اقتصاد, آفتاب یزد, فرهنگ آشتی و ... کار کرده ام که اگه بخوام اسم همه روزنامه ها و مجلات رو بگم به طور حتم از حوصله همه حتی خودم خارج است.
دغدغه همیشگی من میراث فرهنگیه و از اینکه همه با آثار تاریخی نامهربون هستن خیلی غصه می خورم.چند بار هم تو چن تا جشنواره رسانه ای میراث فرهنگی و گردشگری جایزه بردم که زیاد مهم نیستن!
اما چی شد که اومدم کافه تهرون؟ خودم از سال 1381 وبلاگ داشتم که شهریور 88 بنا به دلایلی از صفحه تاریخ مجازی پاک شد و دیگه همت نکردم یکی دیگه راه اندازی کنم.
کافه تهرون برام شد یه پاتوق که اون چیزی رو که تو صفحه های رسمی روزنامه ها نمی تونم بنویسم اینجا بذارم.امیدوارم که شما هم ما رو یاری بدین و هر اطلاعاتی درباره آثار تاریخی تهران داشتین برامون بفرستین.
ایمیل: marjan2902@yahoo.com
تحصیلات:کارشناسی خبرنگاری اجتماعی
شوقي كه باعث مي شود بشتابي
ودر تاكسي كنار آنكه نمي داني كيست بنشيني
همان كه شايد ديروز آهسته عاشق شد
و امروز خيالي كه باعث مي شود بشتابد
تا كنار كسي كه مي داند كيست در تاكسي بنشيند
همان كه شايد هر روز اينگونه عاشق مي شود
شعر از : علی عبدالرضایی
با اجازه دوستان چند روزی نیستم . حسابی مواظب خودتون باشید. همه تون بینهایت دوست دارم.
اين روزها حسابي سرگرم پرداختن به انديشه ها و ايده هاي جديدم. اميدوارم به لطف خدا بتونم به خوبي از عهده شون بربيام. از اين جهت يه كمي سرم شلوغه ولي قول ميدم در همين ارديبهشت ماه حداقل يكي دوتا برنامه ريزي خوب كنم تا از خجالت و شرمندگي شما دوستان عزيزتر از جان دربيام. ولي تابستون اگه عمري باشه حسابي جبران مي كنم اگه تا اون وقت عمرم به دنيا باشه . اينجاش مثل پدربزرگا و مادر بزرگاي مهربون و دوست داشتني اومدم كه از همينجا دست همه شون مي بوسم.
دوست خوبم پرويز شجاعي صاحب وبلاگ ايران سرزمين من خود را اينگونه معرفي مي كند." عاشق کوهنوردی ، طبیعت گردی ، جنگل نوردی ، کویرنوردی ، غارنوردی و ایرانگردی , عضو باشگاه كوهنوردي و اسكي دماوند. "
تصميم دارم از تجربيات ارزشمند ايشان در قسمت معرفي جاذبه هاي اطراف تهران استفاده كنم كه يقين دارم مورد توجه شما دوستان قرار مي گيرد.
پس از مدتها پنجشنبه فرصتي دست داد تا كمي در فضاي تهران قديم با خودم خلوت كنم. ميدان حسن آباد ، مسجد مجدالدوله ، موزه پست ، خيابان ناظم الاطباء ، مسجد نظام الدوله ، بانك شاهنشاهي ، موزه علي اكبر خان صنعتي ، دارالفنون ، شمس العماره ، كوچه نقيب السادات ، سردرباغ ملي ، ميدان مشق . همه به لطف بازديد از نمايشگاه شكوه ايران واقع در موزه ايران باستان به سنه 1316 خورشيدي. باخبر شدم كه نمايشگاه تا آخر فروردين تمديد شده . واقعا نمايشگاه جالبي بود اگر فرصتي داريد اين چند روز باقيمانده را از دست ندهيد. موزه ايران باستان ابتداي خيابان 30 تير از سمت خيابان امام خميني.
نجوایی در گوشم زمزمه کرد و زلف تاب خورده ای صورتم را نوازش کرد.حتی رخ او را هم ندیدم. نسیمی که از زلف او بر صورتم آرام و آرام گذر کرد ، تنها یادگار من از او بود.
كافه تهرون دوم آبان ماه 1388 در قالب يك وبلاگ آغاز به كار كرد. در مدت 5 ماه فعاليت در سال 1388 تعداد 222 مطلب در قالب 28 موضوع در معرض ديد شما دوستان و مخاطبان عزيز قرار گرفت. كه به طور ميانگين تعداد 44 مطلب در هر ماه تقديم شما دوستان شد. بيشترين مطالب به انعكاس رويدادهاي فرهنگي هنري تهران به تعداد 58 مطلب اختصاص داشت و بيشترين تعداد نظرات شما دوستان به 14 نظر رسيد. اميدوارم در سال 89 بتوانم به لطف خداوند و به كمك شما دوستان مطالب مفيدتر و سودمندتري تقديم حضورتان نمايم.
سال 88 با تمام خوبيها و بديهاش گذشت. سال پر فراز و نشيبي بود ولي هرچه بود گذشت . خوبي اين زمونه همينه كه خوب و بدش با هم ميگذره و تنها چيزي كه از اون باقي مي مونه همين دوستيها ، مهربونيها و محبتهاست. در اين مدت 5 ماه كه از تولد كافه تهرون گذشت از تك تك شما دوستان كلي چيزهاي خوب ياد گرفتم و تجربه هاي مفيد و سازنده كسب كردم. تموم انرژيم و حس و حال خوبم به لطف دلگرميهاي شما دوستان بود. هيچ وقت شما دوستان خوب رو از ياد نخواهم برد. اميدوارم در سال 89 حسابي اتفاقات خوب و خوشايند واسه تون بيفته و گل لبخند همواره بر لبهايتان نقش داشته باشه و سلامتي در كلبه وجود نازنينتون برقرار باشه. در اينجا از زحمات و صبوريهاي وصف ناپذير همسر مهربانم بسيار تشكر و سپاسگزاري مي كنم كه در اين مدت كه مشغول كسب تجربيات جديد بودم. هم پا ، هم دوش و هم فكر با من در مسير بود ودر برابر سختيها و مشكلات زندگي خم به ابرو نياورد. دوستان قدر داشته هاي خوبمان را همواره بدانيم و در سال 89 با صداقت و پاكي نيت به يكديگر سلام كنيم. و حرمت سلام يكديگر را نگاه داريم. از دوستي با شما دوستان بر خود مي بالم . از صميم قلب اميدوارم كافه تهرون تبديل بشه به كانون دوستيهاي ماندگار و دوستداران واقعي تهران . ايراني در هر جا كه هستي پرغرور و سرافراز باشي. نوروز 89 بر شما مبارك![]()
صحبتهاي آقاي شريف موسوي دوستدار طبيعت از گرگان. مي خواهم صداي ضربان قلب درختان را به گوش دوستداران علاقه مند به طبيعت برسانم. من با آثارم كه برگرفته شده از شاخه هاي بريده شده درختان مظلوم است نماد طبيعت زخم خورده را رقم مي زنم. فرياد مظلوميت جنگل. حاصل گناهان ما نسبت به درختان.
ايشان در همايشها و نمايشگاههاي متعددي شركت كرده بودند. و تعريف كردند كه در يكي از اين نمايشگاهها بصورت سمبليك با استفاده از باند و بتادين يكي از درختان زخم خورده ايشان را پانسمان كردند.
ديروز در خانه هنرمندان فيلم ساكن صحراي سكوت رو تماشا كردم اين فيلم به ياد زنده ياد خسرو شكيبائي تهيه شده بود و در اين فيلم افتخارات هنري خسرو از زبان كارگردانان ، بازيگران و هنرمنداني كه از نزديك با وي كار كرده بودند نمايش داده شد. در سي كه به شخصه از اين فيلم گرفتم رمز و راز موفقيت و ماندگاري خسرو بود كه همگان به آن اشار ه داشتند.
عشق و علاقه وافر به كار- زيستن در ميان مردم و پرورش در بطن جامعه – و جدان و تعهد كاري – مهرباني ذاتي و بيكران ، اينها همه نكاتي بود كه باعث ماندگاري خسرو و نقشهايش چه در بازي زندگي و چه در آثار هنريش بود. روحش شاد و همواره سبز . چرا كه خانه سبز بي او ديگر هيچ گاه سبز نخواهد بود.
سال نو میلادی بر تمامی مسیحیان خوب کشورمان مبارک.
سلام ، امروز دو ماه و دو روز از تولد كافه تهرون ميگذره . اين دو ماه كلي ازش مطلب و درس زندگي ياد گرفتم . درس تلاش و پشتكار در راه رسيدن به مقصود. با هم كلي جاهاي تازه ديديم . كلي خوشحال شديم ، كلي غمگين شديم كلي حرص خورديم و كلي لذت برديم كه تمام اين رخدادها با حضور دوستاني اتفاق افتاد كه وجودشان سر تاپا شوق و انگيزه بود. كافه تهرون يادت مياد كه در همين مدت بارها و بارها كه خسته و ملول شديم از برخي نا ملايمات ، چقدر حضور دوستان پر ثمر بود و چقدر از آنها انرژي گرفتيم. دست همه شون درد نكنه و ممنون همه شون هستيم . راستي دوستان زحمت كشيدند و ما را در اين مدت نقد كرده اند . واقعا از صميم قلب ممنون ، چون اين انتقادات باعث هموارتر شدن مسير ميشه و فانوسي است در جهت روشن تر شدن راه.
دوستان از ما خواستند كه در جهت ارائه مطالب بيشتر از قلم و ادبيات خودمان استفاده كنيم. چشم به ديده منت. كافه تهرون هم يه خواسته داره ، اينكه شما دوستان هم با قلم زيباي خودتون به ما در جهت ارائه مطالب مفيد تر و مناسب تر كمك كنيد . از جاهاي زيبايي كه مي رويد . از آداب و رسومي كه با آنها آشنا مي شويد و از كساني كه به بهانه هاي مختلف از آنها ياد مي كنيد . كساني كه همگي به گردن آنها حق داريم . كساني كه در جهت اعتلاي فرهنگ و هنر اين مرز پر گهر عاشقانه كوشيدند و همچون پروانه به گرد شمع چرخيدند و سوختند.
كافه تهرون دو ماه و دو روزت شده . چشم به هم بزاري سن و سالت بيشتر هم ميشه . حسابي حواست جم كن كه بايد به اهداف و آرمانهايت پايبند باشي و در جهت رسيدن به اونها بيش از پيش كوشا باشي.
گرچه منزل بس خطرناك است و مقصد بس بعيد
هيچ راهي نيست كانرا نيست پايان غم مخور
سلام بر تمامي دوستان قديم و جديد. قديم و جديد بودنش مهم نيست ، عيارش مهمه ، شالودش مهمه و از اونها هم مهمتر حرمتش مهمه . دوست خيلي حرمت داره . خوب و بد هم نداره ، سوا كردني نيست ، اصلا بفرماييد شما مشتري نيستيد. ولي باور كنيد كه خوب و بد داره . از نظر حقير دوست بد تعبير نادرستي است . چون مگه ميشه دوست بد باشه. پس دوست هيچ وقت بد نميشه به شرط آنكه سنگ محكمان خوب باشه . دوستي يدك كشيدن يك واژه يا تعبير نيست. دوستي سراسر ، صداقت ، نجابت و محبت است . خيلي حرمت داره ، هميشه حرمتش را نگاه داريم و سلامي كه در عالم دوستي به يكديگر پيش كش مي كنيم سلامي باشد با پشتوانه آسايش و امنيت . دوستان قديم اين جمله را زياد شنيده اند كه سلام يعني از تو به من گزندي نمي رسد . كه اگر به چنين سلامي از ته دل اعتقاد داشه باشيم دنيا گلستان مي شود. پس بار ديگر به تمام دوستان سلام.
خيلي پر حرفي كردم ، قهوه تان سرد نشود.
تهیه کتاب برای یک دوست خوب بهانه ای شد تا شب گذشته ، گشت و گذاری میان این مردم نازنین داشته باشم وبا آنها به گپ و گفتگو بپردازم هرچند کوتاه و مختصر.
اشکها و لبخندها ، قهر ها و آشتی ها ، یافته های من بود از شب گذشته. شبی که در آن از چهره های شادشان مسرور و از اندوه دلشان ملول شدم. دیشب از جمله لحظاتی بود که همه جذاب و زیبا به نظر می آمدند.
زیبایی اندیشه به زیبایی رخ مهربانشان چنان گره خورده بود که گویی هیچ شانه ای نمی توانست آن گره را باز کند. زن ومرد ، دختر و پسر ، پیر و جوان ، خرد و کلان همه زیبا بودند و زیبا سرشت.
صدای خرد شدن آخرین برگهای پاییزی در زیر پاهایم شیرینی خاصی داشت و هنگامی که سوارماشین شدم شیرینی صدای آواز علیرضا قربانی در گوشم ، شد قند مکرر.
وقتي نام كناب خود آموز نقاشي ارژنگ پس از سالها به گوشم خورد . باورتان نمي شود انگار كه دنيا را به من دادند. غم زيبايي به يكباره تمام وجودم را فرا گرفت و بيني ام پر شد از بوي جلد خودآموز ارژنگم. بوي پاك كن ، بوي مداد رنگي و بوي خوش روزگار كودكي. اين روزها كه به بهانه گردشگري در روزگار قديم سير مي كنم. فرصتي برايم پيش آمده تا به دوران كودكي خويش بازگردم. كوچه پس كوچه هايي كه سالها از ميانشان با هزار اميد و آروز گذشتم و الان نمي دانم سرجايشان هستند يا اتوباني همچون ميهماني ناخوانده از ميانشان سر درآورده. شايد من هم روزي از كودكي خود نوشتم.
استاد فرامرز پایور و استاد پرویز مشکاتیان از بزرگان موسیقی سنتی و ساز سنتور بودند که رفتنشان خزان سنتور بود و بس.
استاد پرویز مشکاتیان نیز روز دوشنبه سی ام شهریور ۸۸ در سن 54 سالگی دچار ایست قلبی شده ودرگذشت. روحش شاد و قرین رحمت الهی.
به گزارش سایت خانه موسیقی، مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.
وی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد.
مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، مرکب خوانی- نوا و دستان بود.
![]() |
پیکر مرحوم پرویز مشکاتیان نوازنده برجسته سنتور و آهنگساز در محل تولدش و در جوار آرامگاه عطار نیشابوری در نیشابور آرام گرفت. روحش شاد. |
![]() |
۱۴ آذر ماه ۱۳۸۸ هجری شمسی مصادف با سیزدهمین سالروز درگذشت علی حاتمی، كارگردان «مادر»، «دلشدگان»، «كمالالملك»، «سوتهدلان» است. |
| ميدان قزوين، دوراهي قپان محل آشناي امامزاده معصوم تهران است که به دوره صفويه مربوط ميشود. اين اثر هرچند در سال 1376 ثبت ملي شد اما به جانش افتادند و به بهانه پارک سازي قبرستان قاجاري آن را زير و رو کرده و سنگ قبرهاي نفيس خطاطي شده را در گوشهاي به حال خود رها کردند. از اين که بگذريم زخمهاي گنبد صفوي را نميتوان ناديده گرفت و گذر کرد. |
امامزاده معصوم به خاطر گنبدي فيروزهاي که گفته ميشود در دوره صفويه ساخته شده و بنايي که احتمالا مربوط به دوران قاجار است با شماره 1193 در سال 1376 ثبت ملي شده است. اما آنچه به لحاظ شهرت تاريخي نام اين امامزاده را سرزبانها انداخته سنگ قبرهاي قاجاري و زنديه آن است که روزي در صحن اصلي حرم و حياط و اطراف آن ديده ميشد. سنگ قبرهايي که امروز بخشي از آنها به صورت شکسته و جابجا شده باقي مانده است. گنبد امامزاده جزء آثار ملي است اما امروز دارد خراب ميشود.
منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی



علیرضا عالم نژادیکشنبه هفتم شهریور 1389 در ساعت 13:10 |