تبليغاتX
کافه تهرون

کافه تهرون

راهنمای جاذبه هاي گردشگري تهران و برنامه ریزی سفر

طائفه قاجاريه ، يکي از طوائف ترک که در قرن هفتم هجري هنگام حمله چنگيز از مرکز آسيا به جانب مغرب انتقال يافت ، طائفه قاجار بود که رفته رفته از سراسر خاک ايران گذشته در مرز شام مسکن گزيد. در يورش هفت ساله امير تيمور گورگان قبائل قاجار از شام به سمت مشرق بازآمده در حوالي گنجه و ايروان اقامت نمودند. يکي از هفت طائفه که دستيار شاه اسماعيل صفوي بودند و به نام قزل باش معروف شدند طائفه قاجار بود. در عهد شاهان صفوي روساي ايل قاجار مکرر داراي حکومت و مامور به سفارت شدند. در زمان شاه عباس بزرگ اين طائفه نيروئي به دست آورده و به...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 12:46  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

ديروز در خانه هنرمندان فيلم ساكن صحراي سكوت رو تماشا كردم اين فيلم به ياد زنده ياد خسرو شكيبائي تهيه شده بود و در اين فيلم افتخارات هنري خسرو از زبان كارگردانان ، بازيگران و هنرمنداني كه از نزديك با وي كار كرده بودند نمايش داده شد. در سي كه به شخصه از اين فيلم گرفتم رمز و راز موفقيت و ماندگاري خسرو بود كه همگان به آن اشار ه داشتند.

عشق و علاقه وافر به كار- زيستن در ميان مردم و پرورش در بطن جامعه – و جدان و تعهد كاري – مهرباني ذاتي و بيكران ، اينها همه نكاتي بود كه باعث ماندگاري خسرو و نقشهايش چه در بازي زندگي و چه در آثار هنريش بود. روحش شاد و همواره سبز . چرا كه خانه سبز بي او ديگر هيچ گاه سبز نخواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 15:42  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

همایش دیروز به همت تک تک شهروندان علاقه مند به هویت تهران قدیم به خوبی برگزار شد. در این همایش نزدیک به 100 نفراز دوستداران احیای هویت تهران قدیم شرکت کرده بودند. از جمله برنامه های مراسم سخنرانی آقای حدادی ، پژوهشگر ، تهران شناس وازشاگردان استاد جعفر شهری بود. همچنین سخنرانی آقای تهرانی به عنوان یکی از شهروندان ، سخنرانی آقای کاظمی به عنوان یکی از مسئولین شهرداری و سخنرانی آقای مهندس محمدی ، مدیریت بافت تهران قدیم. در کنار این سخنرانی ها دو کلیپ با موضوع تهران قدیم و مجموعه فعالیتهای بافت تهران قدیم به نمایش درآمد.

پس از آنکه اهمییت تشکیل یک کانون مردمی و خودجوش و لزوم تشکیل آن در راستای حفظ و ترویج مسائل فرهنگی تهران قدیم بر همگان مشخص شد. عده ای ازشهروندان ، کاندید هیئت موسس تشکیل این کانون شدند و به معرفی خود ، سوابق اجرائی و اهداف و برنامه هایشان پرداختند و در نهایت پس از رای گیری ، شهروندان حاضر در جلسه ، 5 نفراز جمله بنده حقیر را به عنوان اعضاء هیئت موسس  انتخاب کردند تا با مشاوره و همفکری تمامی صاحب نظران ، متخصصین و تمام افراد علاقه مند به تهیه اساسنامه ای هدفمند و منسجم بپردازند و هسته اصلی تفکرات و اندیشه های این کانون را مهیا کنند و در نهایت این کانون را با یاری تک تک شما همشهریان عزیز تاسیس نمایند . تا همگان بتوانیم از طریق این کانون در حد بضاعت و تلاش وپیگیری اعضاء کانون به اهداف و خواسته های خود نائل آئیم. انشاء الله

+ نوشته شده در  جمعه نهم بهمن 1388ساعت 20:28  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

امروز صبح تصمیم گرفتم که در جهت ارج نهادن به بزگ مردان و بزرگ زنان این سرزمین هر هفته کافه تهرون را به یکی از این بزرگواران تقدیم کنم. امید که این حرکتها سهم کوچکی باشد در تجلیل و قدردانی از این بزرگان. شاید بعضی از دوستان دلشان برای آن فنجان قهوه یا نسکافه یا چای که شاید به نوعی نماد گپ و گفتگو در کافه تهرون بود تنگ شود . اما امیدوارم که این حرکت از هر چای و قهوه ای خوش گوارتر باشد.  چشمه وجودتان همواره زلال و سلامتی در کلبه وجودتان برقرار.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 11:52  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

 

سال نو میلادی بر تمامی مسیحیان خوب کشورمان مبارک.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 9:10  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

سلام ، امروز دو ماه و دو روز از تولد كافه تهرون ميگذره . اين دو ماه كلي ازش مطلب و درس زندگي ياد گرفتم . درس تلاش و پشتكار در راه رسيدن به مقصود. با هم كلي جاهاي تازه ديديم . كلي خوشحال شديم ، كلي غمگين شديم كلي حرص خورديم و كلي لذت برديم كه تمام اين رخدادها با حضور دوستاني اتفاق افتاد كه وجودشان سر تاپا شوق و انگيزه بود. كافه تهرون يادت مياد كه در همين مدت بارها و بارها كه خسته و ملول شديم از برخي نا ملايمات ، چقدر حضور دوستان پر ثمر بود و چقدر از آنها انرژي گرفتيم. دست همه شون درد نكنه و ممنون همه شون هستيم . راستي دوستان زحمت كشيدند و ما را در اين مدت نقد كرده اند . واقعا از صميم قلب ممنون ، چون اين انتقادات باعث هموارتر شدن مسير ميشه و فانوسي است در جهت روشن تر شدن راه.

دوستان از ما خواستند كه در جهت ارائه مطالب بيشتر از قلم و ادبيات خودمان استفاده كنيم. چشم به ديده منت. كافه تهرون هم يه خواسته داره ، اينكه شما دوستان هم با قلم زيباي خودتون به ما در جهت ارائه مطالب مفيد تر و مناسب تر كمك كنيد . از جاهاي زيبايي كه مي رويد . از آداب و رسومي كه با آنها آشنا مي شويد و از كساني كه به بهانه هاي مختلف از آنها ياد مي كنيد . كساني كه همگي به گردن آنها حق داريم . كساني كه در جهت اعتلاي فرهنگ و هنر اين مرز پر گهر عاشقانه كوشيدند و همچون پروانه به گرد شمع چرخيدند و سوختند.

كافه تهرون دو ماه و دو روزت شده . چشم به هم بزاري سن و سالت بيشتر هم ميشه . حسابي حواست جم كن كه بايد به اهداف و آرمانهايت پايبند باشي و در جهت رسيدن به اونها بيش از پيش كوشا باشي.

 گرچه منزل بس خطرناك است و مقصد بس بعيد

  هيچ راهي نيست كانرا نيست پايان غم مخور

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 11:12  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

سلام بر تمامي دوستان قديم و جديد. قديم و جديد بودنش مهم نيست ، عيارش مهمه ، شالودش مهمه و از اونها هم مهمتر حرمتش مهمه . دوست خيلي حرمت داره . خوب و بد هم نداره ، سوا كردني نيست ، اصلا بفرماييد شما مشتري نيستيد. ولي باور كنيد كه خوب و بد داره . از نظر حقير دوست بد تعبير نادرستي است . چون مگه ميشه دوست بد باشه. پس دوست هيچ وقت بد نميشه به شرط آنكه سنگ محكمان خوب باشه . دوستي يدك كشيدن يك واژه يا تعبير نيست. دوستي سراسر ، صداقت ، نجابت و محبت است . خيلي حرمت داره ، هميشه حرمتش را نگاه داريم و سلامي كه در عالم دوستي به يكديگر پيش كش مي كنيم سلامي باشد با پشتوانه آسايش و امنيت . دوستان قديم اين جمله را زياد شنيده اند كه سلام يعني از تو به من گزندي نمي رسد . كه اگر به چنين سلامي از ته دل اعتقاد داشه باشيم دنيا گلستان مي شود. پس بار ديگر به تمام دوستان سلام.

خيلي پر حرفي كردم ، قهوه تان سرد نشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 8:41  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

ابوالحسن صبا آهنگ‌ساز و نوازنده ایرانی در سال ۱۲۸۱ به دنیا آمد و شب جمعه ۲۹ آذر سال ۱۳۳۶ درگذشت و در قبرستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

صبا نخستین پویه‌های موسیقی را از پدرش فرا گرفت. او نزد میرزا عبدالله فراهانی و درویش خان تار، نزد حسین اسماعیل‌زاده کمانچه، نزد حسین هنگ‌آفرین ویولن، نزد علی‌اکبر شاهی سنتور و نزد حاجی‌خان ضرب را آموخت.

صبا به نواختن همه سازهای موسیقی ردیف تسلط پیدا کرد و تمام سازهای ایرانی را در حد استادی می‌نواخت و ویولن و سه‌تار را به‌عنوان سازهای تخصصی خود برگزید.

سپس در مدرسه عالی موسیقی به شاگردی علی‌نقی وزیری درآمد و تکنواز ارکستر او شد.

ابوالحسن صبا، چهل سال تمام ساز ...

خبر از سایت ایسنا که در لینک ادامه مطلب می توانید متن کامل آن را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 15:14  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم بخشهایی از مقاله استاد محمد علی طاهری را با عنوان آیینه عاشورا خدمت دوستان تقدیم می کنم . متن کامل این مقاله را می توانید در لینک ادامه مطلب مطالعه نمایید.
در روز عاشورا می توانیم جامه‌ای سرخ بپوشیم و فریاد برآوریم که این سرخی، نشانه پیروزی خون بر شمشیر است که درس آن را از حماسه کربلا آموخته ایم.
می توانیم لباسی سر تا پا سفید بپوشیم و با صدایی بلند بگوییم، این کفن است که پوشیده ایم تا عهدی باشد بین ما و حسین(ع) که در راه ادامه نهضت حق طلبانه و ظلم ستیزانه اش، برای شهادت همیشه آماده ایم.
می توان سیاه پوشید و بانگ سرداد که این سیاهی نشانه آن است که من و من ها، در روز و روزهای عاشورا، حسین و حسین ها را تنها گذاشته ایم و آن ها در مصاف با یزیدیان زمان خود، مظلومانه به شهادت رسیده اند و این لباس سیاه نشانی است بر شریک جرم بودن ما در ریخته شدن خون آن ها، زیرا که در جایی، حتی سکوت نیز شرکت در وقوع جرم است. آیا این فکر ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 15:31  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

ديروز فرصتي پيش آمد تا در خانه هنرمندان ، تماشاي يك فيلم مستند ديگر را تجربه كنم . فيلمي كه كارگردان آن تاكيد فراواني بر حس ايران دوستي و پاس داشتن تاريخ و فرهنگ اين مرز و بوم داشت و از همه مهمتر تاكيدي داشت بر قدرداني و زنده نگاه داشتن ياد شهيداني كه در تاريخ اين مرز وبوم ، مردانه نقش آفريني كردند ولي اكنون نامي از اين شهيدان بر سر زبانها نيست. افسوس.

اين فيلم روايت 75 سال حيات بانك ملي ايران و شرح دقيق و پيچيده اي از رخدادهاي سياسي و فرهنگي كشوري است كه با عزم و اراده ملي قصد تاسيس بانك ويژه كشور را دارد.

در اين فيلم يك كارمند بازنشسته بانك ملي ايران در سن 75 سالگي اين بانك ، هنگام بالا رفتن از پله هاي بانك براي گرفتن حقوق بازنشستگي، خاطرا ت خود از بانك ملي ايران را باز گو مي كند. آن زمان كه ملت ايران در راستاي كسب استقلال اقتصادي ، با پشتوانه اراده ،‌مال و جان خود بانك ملي ايران را به عنوان بانك مردم كشور تاسيس كردند. در روز سه شنبه20 شهريور 1307 بانك ملي ايران در تهران رسماً كار خود را آغازكرد.

خود آقاي محمدرضا اصلاني كه از پيشكسوتان مستندسازي محسوب مي شوند. در سالن حضور داشتند و پس از نمايش فيلم به سوالات حاضرين پاسخ دادند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 11:30  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

تهیه کتاب برای یک دوست خوب بهانه ای شد تا شب گذشته ، گشت و گذاری میان این مردم نازنین داشته باشم وبا آنها به گپ و گفتگو بپردازم هرچند کوتاه و مختصر.

اشکها و لبخندها ، قهر ها و آشتی ها ، یافته های من بود از شب گذشته. شبی که در آن از چهره های شادشان مسرور و از اندوه دلشان ملول شدم. دیشب از جمله لحظاتی بود که همه جذاب و زیبا به نظر می آمدند.

 زیبایی اندیشه به زیبایی رخ مهربانشان چنان گره خورده بود که گویی هیچ شانه ای نمی توانست آن گره را باز کند. زن ومرد ، دختر و پسر ، پیر و جوان ، خرد و کلان همه زیبا بودند و زیبا سرشت.

صدای خرد شدن آخرین برگهای پاییزی در زیر پاهایم شیرینی خاصی داشت و هنگامی که سوارماشین شدم شیرینی صدای آواز علیرضا قربانی در گوشم ، شد قند مکرر.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 6:27  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

وقتي  نام كناب خود آموز نقاشي ارژنگ پس از سالها  به گوشم خورد . باورتان نمي شود انگار كه دنيا را به من دادند. غم زيبايي به يكباره تمام وجودم را فرا گرفت و بيني ام پر شد از بوي جلد خودآموز ارژنگم. بوي پاك كن ،‌ بوي مداد رنگي و بوي خوش روزگار كودكي. اين روزها كه به بهانه گردشگري در روزگار قديم سير مي كنم. فرصتي برايم پيش آمده تا به دوران كودكي خويش بازگردم. كوچه پس كوچه هايي كه سالها از ميانشان با هزار اميد و آروز گذشتم و الان نمي دانم سرجايشان هستند يا اتوباني همچون ميهماني ناخوانده از ميانشان سر درآورده. شايد من هم روزي از كودكي خود نوشتم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 8:18  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

امروز که خبر درگذشت استاد فرامرز پایور را شنیدم با خود گفتم چه خزانی بود این پاییز ۸۸ . بسیاری از هنرمندان در عرصه های مختلف هنری در این چند ماه اخیر به رحمت خدا رفتند . نمی دانم چه سری بود و چه حکایتی که روح ظریف و حساس این بزرگواران تاب نیاورده و همگی ترک این سراچه هستی کردند. روحشان شاد و قرین رحمت الهی.

استاد فرامرز پایور و استاد پرویز مشکاتیان از بزرگان موسیقی سنتی و ساز سنتور بودند که رفتنشان خزان سنتور بود و بس.

استاد پرویز مشکاتیان نیز  روز دوشنبه سی ام شهریور  ۸۸ در سن 54 سالگی دچار ایست قلبی شده ودرگذشت. روحش شاد و قرین رحمت الهی.

به گزارش سایت خانه  موسیقی، مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

وی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد.

مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، مرکب خوانی- نوا و دستان بود. 

پیکر مرحوم پرویز مشکاتیان نوازنده برجسته سنتور و آهنگساز در محل تولدش و در جوار آرامگاه عطار نیشابوری در نیشابور آرام گرفت. روحش شاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 22:1  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 10:21  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

بيش از چند ماهي از کودتاي 28 مرداد نگذشته بود که رژيم کودتا سرخوش از باده پيروزي عربده مستانه مي‌زد و شهر در دستان شعبان بي‌مخها و ديگر لوطيان جنوب شهري بود. نسق‌کشي و تلکه‌گيري از دشمنان ديروزي رواجي حسنه يافته بود و نيروي انتظامي دخالتي در اين انتقام‌گيريها نمي‌کرد. هول و هراس تمام شهر را گرفته بود.

نيروهاي انقلابي قديمي گوشه‌نشيني پيشه کرده بودند و در ترس دستگيري بودند. دانشگاهها به سختي تحت نظر بودند و نيروي پليس و نظامي علناً آزاديهاي قبلي دانشگاه را زير پا گذاشته بودند.

 در اين هنگامه بلاتکليفي يکي از سران خارجي کودتا براي دلگرمي کودتاچيان قرار شد پاي به ايران بگذارد؛ ريچارد نيکسون. وي در آن موقع معاون رئيس‌جمهور وقت آمريکا بود. قرار بود طي ديدارش از ايران روزي هم به دانشگاه تهران برود و وکتراي افتخاري دريافت کند.

این امر بر حساسیت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 10:12  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

۱۴ آذر ماه ۱۳۸۸ هجری شمسی مصادف با سیزدهمین سالروز درگذشت علی حاتمی، كارگردان «مادر»، «دلشدگان»، «كمال‌الملك»، «سوته‌دلان» است.
حاتمی می‌گفت:«هدف من در سینما، ساختن فیلمهایی است كه دارای جنبه‌های فرهنگی باشد ـ منظور از فرهنگ، نه اینكه كاری ادیبانه ارائه نمایم كه قهرمانانش برای هم شاهنامه بخوانند، مطلقا چنین چیزی نیست هدف من اینست كه در فیلمهایم بتوانم فرهنگ مردم، فرهنگ ایرانی را نشان دهم... .»  علی حاتمی متولد ۱۳۲۳...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 9:7  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

ميدان قزوين، دوراهي قپان محل آشناي امامزاده معصوم تهران است که به دوره صفويه مربوط مي‌شود. اين اثر هرچند در سال 1376 ثبت ملي شد اما به جانش افتادند و به بهانه پارک سازي قبرستان قاجاري آن را زير و رو کرده و سنگ قبرهاي نفيس خطاطي شده را در گوشه‌اي به حال خود رها کردند. از اين که بگذريم زخم‌هاي گنبد صفوي را نمي‌توان ناديده گرفت و گذر کرد.

امامزاده معصوم به خاطر گنبدي فيروزه‌اي که گفته مي‌شود در دوره صفويه ساخته شده و بنايي که احتمالا مربوط به دوران قاجار است با شماره 1193 در سال 1376 ثبت ملي شده است. اما آنچه به لحاظ شهرت تاريخي نام اين امامزاده را سرزبان‌ها انداخته سنگ‌ قبرهاي قاجاري و زنديه آن است که روزي در صحن اصلي حرم و حياط و اطراف آن ديده مي‌شد. سنگ قبرهايي که امروز بخشي از آن‌ها به صورت شکسته و جابجا شده باقي مانده است. گنبد امامزاده جزء آثار ملي است اما امروز دارد خراب ميشود.

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 11:3  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

قاضي شارح از ارغون شاه خواست تا در نيشابور در جمع مردم ظاهر شده و با آنها ملايمت نمايد.

هدف او از اين امر دستگيري شيخ حسن جوري بود.هنگامي كه شاه در بين مردم ظاهر شد ، به يكباره شيخ حسن در ميان مردم آمد و بانگ زد اي مردم من در ميان شمايم و در هيچ دربار و بستر بيماري نيستم. مغولان شيخ را دستگير كرده و به در بار بردند.

ارغون شاه مغول  ابتداحكم به گردن زدن شيخ پيش چشم مردم داد. اما اين امر را صلاح ندانسته و شيخ حسن را به جايي كه بر همگان نامعلوم بود تبعيد كرد.

زان پيش كه سر بریدش از تن           آبي بدهيدش از دل من

 آبي كه ز چشم عشق جوشيد      آهوي دل منش بنوشيد

  نوشيد صداي عشق را جان         پرواز گرفت سوي جانان

  جانان من آفتاب فرداست             عشقم نفس صداي درياست

  من آب ز چشم باغ نوشم            تن را به شب آفتاب پوشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 9:1  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

سريال سربداران – خلاصه قسمت دهم

 در مسجد ابتدا خواجه نيشابور سخن گفت و بار ديگر از مردم خواست تا با محمد هندو بيعت كنند. هنگام صحبت كردن شيخ حسن به ترفند قاضي شارح در مسجد هياهو به راه انداختند و نگذاشتند شيخ سخن بگويد و تنها شيخ در جمله اي كوتاه خطاب به آنها فرياد زد اي كوفيان. امام حسين عليه السلام با يزيد بيعت نكرد. مگر نه آنكه هر دو عرب بودند.

خان باشتين به روستاي اباحمزه رفت و از مردم طلب شراب و شاهد و زن كرد. پسران اباحمزه اين امر را تاب نياورده و او را كشتند . ساير اها لي روستا نيز در ياري آنها بقيه مغولها را كشتند. حال مانده بودند كه در ازاي اين امر چه بلايي از سوي مغولان بر سرشان خواهد آمد. آنها خود را سربدار ناميدند. كفن پوشان ، حيدر گويان و سلاح به دست به سمت باشتين رفتند و آنجا را تسخير كردند. باشتين را ازمغولان پاكسازي كردند وزندانيان را نيز آزاد كردند. در اين ميان تعدادي آز آنها نيز به شهادت رسيدند.

 سريال سربداران – خلاصه قسمت يازدهم

 ارغون شاه مغول  در نيشابور مستقر شد . قاضي شارح قاضي القضاه او شد و در دم ، خواجه نيشابور را به جرم حمايت از محمد هندو بر دار كردند. شيخ حسن جوري و يارانش از شهر خارج ودر كوه سكني گزيدند.

در نيشابور قاضي شارح شايعه كرد كه شيخ حسن جوري با ارغون شاه بيعت كرده است و در دربار شاه به سر مي برد و اكنون در بستر بيماري است. ياران شيخ حسن اين امر را به گوش وي رساندند و گفتند كه به اسم شيخ حسن ، مغولان در شهر فساد مي كنند و به چه دليلي شيخ حاضر نشد با محمد هندو وزير ايراني بيعت كند. شيخ در پاسخ گفت هم اكنون شيخ حسن را تباه كردند و اگر وزير ايراني مي آمد خدا را تباه مي كردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 8:56  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

توجه : خلاصه قسمتهای قبلی در آرشیو موضوعی دست نوشته ها ، تفدیم دوستان عزیز شده است.

 سریال سربداران – خلاصه قسمت هفتم

 از سویی محمد هندو و از سوی دیگر ارغون شاه مغول در راه رسیدن به نیشابورند. جنگ این دو بر سر مسند خراسان است. طوغای از باشتین گریخته و پیک سلطان ابوسعید که روزی از باشتین رانده شد بر مسند باشتین نشسته و خان باشتین را گردن زد. از سوی دیگر شیخ حسن جوری به نیشابور رسید اما خود را معرفی نکرد تا اوضاع را دریابد.خواجه نیشابور که از دوستان محمد هندوست در حال ترغیب مردم جهت بیعت با محمد هندو می باشد و ادعا می کند که اگر شیخ حسن نیز بیاید با محمد هندو بیعت خواهدکرد. شیخ حسن که در حال شنیدن این سخنان است تاب نیاورده و به عنوان یک درویش ساده سخن می گوید که شیخ حسن با هیچ شاه و شاهزاده ای بیعت نخواهدکرد و خطاب به مردم می گوید شما بیش از اندازه شیخ حسن را بزرگ کرده اید. او هم بنده ایست از بندگان خدا و چه بسا هر یک از شما در درگاه خداوند از شیخ حسن عزیز تر باشید. مردم ازشنیدن این سخنان خشمگین شده و به درویش که همان شیخ حسن جوری است حمله ور شده و او را کتک می زنند.از طرفی هم قاضی شارح خود را به نیشابور رسانیده و خود را در دل خواجه نیشابور جا می کند.

 سریال سربداران – خلاصه قسمت هشتم

 شیخ حسن جوری به طور مخفیانه در مسجد جامع نیشابور سکنی گزیده تا شرایط را بررسی کند . یکی از مریدان وی او را می شناسد و شیخ به کمک او مریدان خود را در نیشابور سازماندهی می کند. قاضی شارح در نیشابور خبر مرگ شیخ حسن را اعلام می نماید و از مردم می خواهد که برای شیخ خدا بیامرز بگویند.

شیخ هم در اعلامیه ای خبر مرگ خود را تکذیب و اعلام می دارد کا صبح روز جمعه در مسجد جامع نیشابور با مردم سخن خواهد گفت.

 سریال سربداران – خلاصه قسمت نهم

 ارغون شاه مغول به نزدیکی نیشابور رسیده است، قاضی شارح که مردی است سالوس ، چرب زبان و هرهری مذهب ، آماده است تا کمر خدمت بر آنکس که صاحب قدرت است ببندد. خود را به نزد ارغون شاه رسانده و به او می گوید که حامل خبری است و خبر این است که محمد هندو قرار است از روبرو و از پشت سر به سپاه او حمله کند. از سوی دیگر قاضی شارح در نیشابور خود را دوست و موافق خواجه نیشابور و محمد هندو نشان می دهد. خلاصه در نیشابور بلوایی است و همه منتظرند تا شیخ حسن در مسجد جامع با آنها سخن گفته و تکلیف مسلمانان را مشخص سازد.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 19:49  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

 دیشب فرصتی دست داد تا بتوانم در راستای تحقیقات و مطالعاتم پیرامون برگزاری تورهای تهرانگردی ، گشتی در محله های قدیمی تهران بزنم و با مکانهای جدیدی آشنا بشوم.

از یک سو با خوشرویی همشهری های مهربان مواجه شدم و از سویی دیگر با کج خلقی و کم لطفی یکی از همشهری های خوب . من از ایشان آموختم که در برخورد با دیگران باید قدری پر حوصله تر بود ، هر چند که در این روزگار آشفته نمی توان از کسی توقعی داشت . بگذریم.

خلاصه دیشب از مسجد و مدرسه سپهسالار ، باغ نگارستان ، مسجد فخرالدوله ، مدرسه دانشور ، عمارت فخرالدوله و درب چوبی پارک امین الدوله دیدن کردم. جای تک تک دوستان خالی.

دیشب با این مردم نازنین از ملک دختر مظفرالدین شاه سخن رانده شد تا ملک اکبر بی غم.

دسته بندی این اماکن همراه با مطالب قابل ارائه و ارزشمند خدمت شما دوستان ، هدفی است که در جهت رسیدن به آن به یاری خداوند گام برمی دارم . امید است که در خور توجه قرار گیرد.

تا یار که را خواهد و میلش به چه باشد.

2 تجربه گردشگری :

1- در گردشگری منتظر هر برخوردی از طرف میزبان باشید.

2- از برخوردهای مثبت انرژی گرفته و نسبت به برخوردهای منفی پوست کلفت باشید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 9:36  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

به نقل از روزنامه اعتماد مطلب زیر را بخوانید :

بسياري از ايرانيان تحصيلکرده و شايد تمامي اهالي ارجان و بهبهان با نام آريوبرزن سردار رشيد و دليري که با 40 سوار و حدود يک هزار نيروي پياده در برابر سپاهيان اسکندر مقدوني ايستاد و بسياري از آنان را به هلاکت رساند آشنايند. آريوبرزن قصد داشت پيش از اسکندر خود را به تخت جمشيد يا پرسپوليس پايتخت آن زمان ايران برساند و آن را پيش از رسيدن سپاه مقدوني اشغال و مستحکم کند، ولي بر اثر خيانت يک چوپان که راه کوهستان را به مقدونيان نشان داد به محاصره افتاد و خود و سپاهيانش در دربند پارس يا تنگ تکاب در کهگيلويه کشته شدند. اما شايد کمتر کسي نام «يوتاب» خواهر آريوبرزن را بداند. اين شيرزن قهرمان تا آخرين لحظه زندگي در کنار برادرش جلوي سپاه اسکندر ايستاد و قهرمانانه جنگيد. مي گويند اين شيرزن دست کمي از برادرش آريوبرزن نداشت و سپاهيان مقدوني در عجب بودند که اين زن چگونه مي جنگد و برخي از آنان را مي کشد. اگر سفري به کهگيلويه و بويراحمد کرديد مي توانيد به دربندپارس يا تنگ تکاب برويد تا از معبر تاريخي محل دفاع قهرمانان شجاع ايران زمين يعني آريوبرزن و خواهرش يوتاب در برابر سپاهيان بي شمار اسکندر ديدن کنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 10:33  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

امروز هواي دلم ابريست. امروز بغض غريبي دارم ، اي كاش اين بغض بتركد و باران ببارد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:24  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

سلام برتمامي دوستان خوبم. سلام يعني از من به تو گزندي نمي رسد . پس حرمت سلام يكديگر را همواره نگاه داشته و براي آن ارزش فراوان قائل شويم. بگذريم خيلي جدي نگيريد.

مي خواستم نظر دوستان را در مورد تخصصي تر شدن مطالب گردشگري در كافه تهرون جويا شوم. نظر شما دوستان در اين باره چيست ؟ نظرات شما عزيزان همواره براي من راهگشا بوده است.

مهرباني دلتان روزافزون ،‌ سلامتي در كلبه وجوتان همواره برقرار.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 9:23  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

امروز از جاذبه هاي تهران خبري نبود كه نبود. اصلا امروز تهران يه جوري بود.هر چي بود زيبا نبود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 14:29  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

 سلام بر یگانه دوستان مهربان و عزیزم در کافه. ممنون از این همه لطف و بزرگواری که به کافه خودتان دارید. در ارتباط با موضوعات کافه ، مطالب خود را به صورت نظر خصوصی و يا ايميل به كافه ارسال نماييد

تا ساير دوستان نيز از مطالب ارسالي شما بهره مند گردند. اساس كار كافه تبادل اطلاعات است كه تك تك شما عزيزان بايد در آن سهيم باشيد.يكي از اهداف اصلي كافه نگاههاي نو و متفاوت است. لذا اگر مطلبي مورد توجه كافه و يا ساير عزيزان باشد كه پيش از اين توسط دوستان ديگر و به شكل ارزنده اي تهيه شده باشد ، جهت جلوگيري از انجام كار تكراري، از آن مطلب همراه با ذكر منبع استفاده مي شود.

نكته ديگر در مورد گالري تصاوير مرتبط با مطالب است كه به اميد خدا در آينده اي نزديك آن را آماده كرده و تقديم مي كنم . باز هم پرحرفي كردم ، قهوه تان سرد نشود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 12:55  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

هنگامی  که سریال سربداران از تلویزیون پخش شد. من سن زیادی نداشتم و این سریال را با شور و اشتیاق خاصی دنبال می کردم. حال پس از گذشت سالها بر آن شدم که هم به بهانه تجدید خاطراتم از این سریال و هم مروری بر سرگذشت و تاریخ این سرزمین دوباره این سریال را ببینم. در حین دیدن سریال به ذهنم رسید که خلاصه قسمتهایی را که می بینم بر روی کاغذ آورده و خدمت دوستان خوبم در کافه ارائه نمایم.

در ادامه مطلب شناسنامه سریال سربداران را آورده ام و خلاصه قسمتها را به تدریج پس از دیدن در همین بخش ادامه مطلب قرار می دهم. امید که مورد توجه و درخور سلیقه و نظر شما عزیزان باشد. پرحرفی کردم قهوه تان سرد نشود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 20:14  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

سلام بر خوبان روزگار ، مهربان دوستان عزیزم. شنبه دوم آبان ۱۳۸۸ خورشیدی کافه تهرون راه اندازی شد.  امیدوارم چرخش زیر این آسمون کبود بچرخه و محیطش به لطف نفس گرم شما دوستان همواره گرم و صمیمی باشه . امیدوارم تو این کافه بهتون خوش بگذره و اینجا رو متعلق به خودتون بدونید. اینجا همه مهمون من هستید به شرط اینکه نظرات مفید و سازنده یادتون نره. "دخل نظر بدهید" همواره آماده گرفتن نظرات و پیشنهادات شما می باشد.

 با تشکر،ارادتمند  همه شما :علیرضا عالم نژاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 9:9  توسط علیرضا عالم نژاد  |