تبليغاتX
کافه تهرون

کافه تهرون

راهنمای جاذبه هاي گردشگري تهران و برنامه ریزی سفر

دكتر عيسي صديق(صديق اعلم)در سال ۱۲۷۲ خورشيدي در تهران ديده به جهان گشود. تحصيلات مقدماتي خود را در مدارس ادب، كماليه و دارالفنون گذراند و در سال ۱۲۹۰ خورشيدي عازم فرانسه شد و تا سال ۱۲۹۷ دوره دانشسراي ورساي را باتمام رسانيد و از دانشگاه پاريس دانشنامه ليسانس در رشته رياضي گرفت و چندي در دانشگاه كمبريج انگلستان به مطالعه و تدريس پرداخت و در سال ۱۲۹۷ خورشيدي به ايران مراجعت كرد. دكتر صديق در سال ۱۳۰۹ خورشيدي به دعوت دانشگاه كلمبيا براي مطالعه فرهنگ امريكا به نيو يورك رفت و از دانشگاه مذكور موفق باخذ درجۀ دكترا در رشته ادبيات شد.

دكتر صديق اعلم طرح دانشگاه تهران را به دستور رضاشاه تهيه كرد و در سال ۱۳۱۳ كه نخستين سنگ بناى دانشگاه تهران نصب شد، به رياست دانشكده ادبيات و علوم و دانشسرايعالى انتخاب گرديد و هزاران شاگرد تربيت كرد كه از اساتيد دانشگاه و رجال و شخصيت هاى نامى ايران شدند. وي شش بار وزير فرهنگ شد و در تمام مدت اقامت در ايران استاد دانشگاه تهران بود. دكتر صديق اعلم در آذرماه سال ۱۳۵۷ در سن ۸۴ سالگى در تهران درگذشت و از طرف دانشگاهيان و فرهنگيان و طبقات مختلف از خدمات او تجليل فراوان شد.

تأليفات مهم وي ار اين قرار است : ايران نوين و فرهنگ آن به انگليسي ، تاريخ فرهنگ اروپا ، روش نوين در تعليم و تربيت ، سير فرهنگ در ايران و مغرب زمين ، يكسال در امريكا ، دورۀ مختصر تاريخ فرهنگ ايران و تاريخ فرهنگ .
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 12:2  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

ذکر تولد و وفات از آن جهت است که بدانیم این سراچه هستی محل گذر است . پس چه خوب که از این فرصت زیستن خوب استفاده کرده و نامی نیک از خود به یادگار بگذاریم.

علی اكبر دهخدا در حدود سال ۱۲۵۷ خورشیدی در تهران متولد شد. اگرچه اصلیت او قزوینی بود ولی پدرش خانباباخان كه از ملاكان متوسط قزوين بود، پيش از ولادت وی از قزوين به تهران آمد و در اين شهر اقامت گزيد.

علامه دهخدا در ساعت شش وسه ربع بعد از ظهر روز دوشنبه هفتم اسفند ماه ۱۳۳۴ شمسي در سن ۷۷ سالگی پس از عمری خدمت به سیاست و فرهنگ و علم و ادب ایران در خانة مسكوني خويش واقع در خيابان ايرانشهر (جلال بايار) تهران به رحمت ايزدی پيوست. جنازه آ ن مرحوم در بامداد روز چهارشنبه به شهر ری مشايعت و در ابن بابويه در مقبره خانوادگی مدفون گرديد.

<<زندگینامه و شرح حال این مرد بزرگ در لینک ادامه مطلب>>


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 11:7  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

آشنایی با جواد بدیع زاده اولین خواننده ی بیات تهران (کوچه باغی) و هزل و طنز .

شايد به ذهن كسى نرسد كه جواد بديع زاده هنرمند بزرگ عرصه موسيقى فرزند «آقا سيد رضا بديع كاشانى/بديع المتكلمين» روحانى مشروطه خواه باشد كه به سيد انارى شهرت داشت. سيد انارى واعظ معروفى بود كه صدايى خوش داشت و بر منبر شعر ميخواند. در زمانى هم كه ممنوع المنبر شده بود، انار و ديگر ميوه ها را در جوال مى ريخت و با الاغ در كوچه پس كوچه ها مى گشت و به بهانه فروش انار با همان صداى خوش و مؤثر، پيام هاى مهيج آزادى خواهى سر مى داد.
جواد در سال ۱۲۸۰ در چنين خانواده اى چشم به جهان گشود و پدرش كه به تمام گوشه هاى آواز ايرانى مسلط بود، از كوچكى فرزندش را به مجالس وعظ و روضه خوانى خود مى برد تا با شيوه آوازخوانى مذهبى آشنا شود. بديع المتكلمين با تسلط كافى بر رديف موسيقى ايرانى، پسر خود را نيز به فن آواز موذنى و روضه خوانى و تعزيه آشنا كرد. بدين ترتيب جواد از ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 14:48  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ محمد فرخي يزدي در سال 1267 خورشيدي،برابر با 1306ه.ق در يزد چشم به جهان گشود و علوم مقدماتي را در اين شهر فرا گرفت. از همان كودكي رنج و سختي را حس كرد و از نزديك، درد و رنج اطرافيان خود را ديد و بر اثر اين رنجها بود كه روحيه انقلابي در وي پديدار شد و چون ذوق سرشاري به شعر داشت افكار انقلابي خود را به نظم كشيد.
 
فرخي در روزهاي نخستين شکل گيري مشروطيت و تشكيل حزب دموكرات ايران از دموكرات خواهان يزد شد. حاكم يزد دستور داد ،دهان او را به خاطر سرودن اشعار انقلابي با نخ و سوزن بدوزند .فرخي در سال 1328 ه. ق به تهران آمد و به فعاليت هاي خود ادامه داد و اشعار و مقالات انقلابي در نشريات مختلف آن دوران منتشر کرد. او در جنگ جهاني اول به بغداد و كربلا رفت و چون...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 8:26  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

جهانگير شیرازی فرزند رجبعلی شیرازی در خانواده ای فقیر و در شهر شيراز تولّد یافت و تحت تعليم و تربیت عمه اش قرار گرفت و توانست در تهران در مدرسه دارالفنون به تحصيل بپردازد. میرزا جهانگیرخان معروف به جهانگیرخان شیرازی یا جهانگیرخان صور اسرافیل روزنامه نگار دوره مشروطیت ایران و از مریدان حاج شیخ هادی نجم‌آبادی بود، و مشروطه‌خواهی سرسخت بود.

 میرزا جهانگیرخان روزنامه صور اسرافیل را با سرمایه میرزا قاسم خان تبریزی و با همکاری میرزا علی‌اکبر خان قزوینی (دهخدا) منتشر می‌کرد که میرزا...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 8:51  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

يکي از شير زنان ايران که در بين هنرمندان معاصر نقش مهمي داشته است قمرالمولوک وزيري مي باشد که ساليان دراز ستاره درخشان آسمان هنر ايران بود. صداي رساي قمر که از نخستين زنان خواننده ايران در دوران معاصر کشور ما بود علاقمندان شيدايي نظير تيمورتاش و عارف داشت که استاد مرتضي ني داود توانست او را کشف کند و از اين خواننده اشعار مذهبي، هنرمندي بسازد که ساليان دراز نامش در هر محفل و مجمعي ورد زبان ها بود.

قمر در کودکي پدر و مادرش را از دست داد و با مادر بزرگ خود زندگي مي کرد. نزديکي با مادربزرگ که خواننده اشعار مذهبي بود نخستين انگيزهً رغبت او به خواندن شد. ابتدا نزد يک معلم گمنام و همچنان ناشناخته، به فراگيري آواز پرداخت و پس از آن با مرتضي ني داود آشنائـي پيدا کرد. راهيابي به محضر اين استاد از يک سو قمر را با رديف موسيقي ملي آشنا کرد و از سوي ديگر راهش را براي کسب تجربيات بعدي از استادان ديگر هموار ساخت.  مرتضي ني داود درباره نخستين برخورد خود با قمر چنین مي گويد که: اولين بار که قمر را ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 11:11  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

امروز در تقویم تاریخ شهادت میرزاتقی خان امیر کبیر رقم خورده است در سال ۱۲۳۰ هجری شمسی. از خبرگزاری میراث فرهنگی بهره می گیریم و این مرد بزرگ تاریخ ایران را بهتر می شناسیم.

خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ محمدتقي فرزند كربلايي قربان، آشپز قائم مقام فراهاني بود. با كشف استعدادش، اجازه يافت با فرزندان قائم مقام به مكتب‌خانه برود. در جواني به دستگاه قائم مقام راه يافت و همين امر از او مردي كاركشته ساخت. سال 1244 همراه هيئتي به روسيه تزاري سفر كرد و سال 1250، زماني كه قائم مقام وزير اعظم محمدشاه شد، ميرزا تقي‌خان به عنوان منشي محمدخان زنگنه وارد دستگاه نظام شد. يك سال بعد، ترور قائم مقام روح ميرزا را آزرده ساخت. دو سال پس از آن ميرزا تقي‌خان كه به...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 10:25  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

 شاید شعرهای عشقی به علت عمر کوتاه شاعریش هیچ گاه مجال پخته شدن پیدا نکردند اما صراحت لهجه، نکته‌بینی و تحلیل بسیار فنی او در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی دوره خودش بسیار مشهوداست. به عقیدهٔ بسیاری از مورخین عشقی از مهم‌ترین روشنفکران مولود روشنگری پس از مشروطه بود.

عشقي،سراينده نخستين اپراي ايراني و نزديك‌ترين چهره ادبي به نيما يوشيج بود.

دیدن ویرانه‌های طاق کسری در مدائن باعث نوشته شدن اپرای رستاخیز شهریاران ایران شد. عشقي روزنامه نگار نيز بود و مدير نشريه قرن بيستم بود.

وی که زبانی آتشین و نیش‌دار داشت، در روز 12 تیر 1303 شمسی،در خانه مسکونیش جنب دروازه دولت، سه راه سپهسالار کوچه قطب الدوله هدف گلوله  افراد ناشناس قرار و در 31 سالگی، چشم از جهان فرو بست. این شاعر به دلیل مخالفت‌هایش با سردار سپه و جمهوری پیشنهادی او، به دست عوامل وی کشته شد.

از اشعار معروف عشقی می‌توان از نوروزی‌نامه، سه تابلو مریم، احتیاج و رستاخیز نام برد.

میرزاده عشقی نام اصلیش «سید محمدرضا کردستانی» و فرزند «حاج سید ابوالقاسم کردستانی» بود.

 مزار او در ابن بابویه و در گوشه‌ای متروک (در نزدیکی مزار نصرت الدوله فیروز) قرار دارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 11:45  توسط علیرضا عالم نژاد  | 

صالح رامسری (ناشرکتابهای استاد شهری) زمانی که خود جوان سال بود و در دفتر انتشارت امیرکبیر کار میکرد با استاد جعفر شهری در سال 1357 آشنا شد. وی میگوید: «روزی محمدرضا جعفری (پسر جعفری بزرگ که مدیر انتشارات امیرکبیر بود) صدایم زد و گفت: الان پیرمردی، تنگ حوصله، میآید که اگر با وی خوب تاکنی و چند دقیقه ای با حوصله در کنارش بنشینی و به حرفهایش گوش بسپاری، گویی تاریخ زنده تهران است که راه میرود. جعفری گفت: به مانند این پیرمرد کسی درباره تاریخ و فرهنگ تهران اطلاعات ندارد، این مرد با تمامیمحققان و نویسندگانی که دیده اید و دیده ایم تفاوت دارد. از دستش نده»

ساعت 10 صبح همان پیرمرد، به دفتر انتشارات میآید و پس از مذاکرهای چندساعته، نطفه نخستین کتاب با نام «گوشههایی از تاریخ اجتماعی و سیاسی طهران قدیم» بسته میشود.
رامسری ادامه میدهد: «پس از 10 سال و به اتفاق دوستم آقای محسن محمدی به نزد استاد جعفر شهری رفتیم و مسئله انتشار کتابی درباره تهران قدیم را با وی در میان گذاشتیم. یادم نمیرود که آن مرحوم میگفتند: به قدری سند و مدرک وعکس درباره تهران قدیم جمع کردهام که میتوانم حیاط و ساختمان را با آن دوبار فرش کنم.»

حافظه مرحوم شهری در ثبت و ضبط وقایع شگفت انگیز بود، مدیر انتشارات معین میگوید: «مرحوم جعفر شهری به مانند درختی پربار بود که هربار وقتی تکانش میدادی، میوههای فراوانی از آن میریخت. یادم میآید که برای قمرالملوک وزیری حدود 5/1 صفحه نوشته بود. وقتی هنگام تصحیح و مقابله به این بخش رسیدیم، ناگهان سینهی پر از اسرارش باز شد و چندین برابر حجم قبلی درباره قمرالملوک وزیری اطلاعات و اخبار مناسب و منحصربه فرد داد.»

مرحوم شهری، بسیاری از مشاغلی را که در کتاب به آنها اشاره کرده، خود تجربه کرده است. حیف که دوران نوشتن استاد شهری به سالهای پایانی عمرش اختصاص یافت، کهولت سن باعث شده بود که وی گاه هنگام نوشتن یا خواندن به خوابی عمیق فرو برود. این گونه مواقع ناشر مینشست و به گفته محمدرضا جعفری، تحمل میکرد تا خواب استاد پایان یابد و کار دوباره آغاز شود.
پس از نگارش «قلم و سرنوشت» که درواقع به همراه «شکر تلخ» و «گزنه»، سومین کتاب داستانی وی است و هر سه آنها، به نوعی زندگی نامه اش محسوب میشوند، استاد شهری در بیمارستان فرهنگیان و در ششم آذرماه 1378 در گذشت. کتاب «قلم و سرنوشت» وی چندماه پس از مرگش انتشار یافت.   

نقل قول از سايت www.atcce.com

  • طهران قدیم (۵ جلدی)
  • تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم (۶ جلدی)
  • قند و نمک
  • شکر تلخ
  • حاجی در فرنگ
  • حاجی دوباره
  • انسیه خانم
  • گزنه
  • قلم سرنوشت
  • کتاب علی (ع)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 18:27  توسط علیرضا عالم نژاد  |