آرشیو ‘قصه ها و خاطرات’

تقدیم به داوود رشیدی …

جمعه ۵ شهریور ۱۳۹۵

خوب یادمه جمعه عصرها  میشستم پای تلویزیون تا سریال هزار دستان شروع بشه. نمی دونم تیتراژش یادتون هست یا نه .

جمشید مشایخی که نقش رضا خوشنویس رو داشت ، عکسش افتاده بود تو حوض ، بسم اله الرحمن الرحیم می گفت و قلم خوشنویسیش رو می تراشید و آماده نوشتن که یه مرتبه صدای شلیک گلوله می اومد و ریختن قطرات خون توی کاسه و روی اسکناس دوتومنی و روزنامه عصر جدید و قاب عکسای کوچیک….

Image result for ‫داوود رشیدی مفتش شش انگشتی هزار دستان‬‎

نمی دونم به خاطر مشقای ننوشته م بود یا درسای نخونده فردا صبح مدرسه که این سریال و همیشه با ترس و دلهره و اضطراب می دیدم. عاشق دیدن این سریال بودم. روحش شاد علی حاتمی ….

شخصیت داوود رشیدی تو نقش مفتش شیش انگشتی خیلی برام جذاب بود با اون کت و شلوار اتوکشیده ش ، پاپیونش و کفشای چرمی دورنگ سیاه و سفیدش. روحش شاد تو این عصر جمعه ای ……

تجربه های شخصی این یکی دو روزه …

جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵

پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵:

پیاده روی مسیر ۱۸ کیلومتری خیابان ولیعصر ، از میدات تجریش تا میدان راه آهن.

این پیاده روی با سرعت نسبتا متوسطی صورت گرفت و سه ساعت و نیم طول کشید.

فاصله میدان تجریش تا میدان ونک : یک ساعت و ربع

فاصله میدان ونک تا میدان ولیعصر : یک ساعت

فاصله میدان ولیعصر تا میدان راه آهن : یک ساعت و ربع

جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵:

کوهپیمایی ۲۰ کیلومتری از میدان مجسمه دربند تا قله توچال به ارتفاع ۳۹۶۵ متر .

فاصله میدان مجسمه تا پناهگاه شیرپلا : دو ساعت و نیم / ۵ تا ۷:۳۰ صبح

فاصله پناهگاه شیرپلا تا ایستگاه ۵ توچال : یک ساعت و نیم / ۸:۳۰ تا ۱۰ صبح

فاصله ایستگاه ۵ تو چال تا قله توچال : چهار ساعت / ۱۱ تا ۳ بعدازظهر

کلنگ نقره ای و حصار ناصری

یکشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵

کلنگ نقره ای از جمله نوستالژیک ترین آثاری است به جای مانده از تهران قدیم. ناصرالدین شاه قاجار در مراسم افتتاح توسعه شهر تهران به سال ۱۲۸۴ هجری قمری با این کلنگ ،‌ کلنگ دومین حصار تهران ،‌ یعنی حصار ناصری را زد. این کلنگ امروزه در کاخ گلستان و موزه مخصوص نگهداری می شود.

بر روی سطوح مختلف این سر کلنگ نوشته های زیر به چشم می خورد:

کلنگی است که در بنای شهر جدید ناصری به جهت دست مبارک اعلیحضرت اقدس همیونی ساخته شده و اول کلنگی که بر زمین زده شد این کلنگ است که بدست مبارک در یکشنبه یازدهم شهر شعبان توشقان ءیل بطالع ثور بر زمین زدند ۱۲۸۴.

بخشهایی از خاطرات سیمین بهبهانی…

شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۴

خانه ما در خیابان قوام السلطنه قرار داشت ،‌ کوچه انتخابیه ،‌ یک در مانده به آخر . این کوچه بن بست بود. در این محل ، ‌بیشتر ارامنه تهران ساکن بودند. هایگاز و آلیس ،‌ دو همبازی من در همسایگی ،‌ گاه مرا به خانه خود می بردند. زیرزمین آنها پر از خمره های بزرگ بود ،‌ دو برابر قد من . عطر تلخ گونه محتوی خمره ها از پنجره بیرون می زد : نخستین تجربه عصیری خود را چنین آغاز کردم….

خانه بعدی که به آن منتقل شدیم در خیابان شاهپور و در کوچه ای در امتداد بازارچه نو بود . خانه ای کوچک با زیرزمینی جنب آشپزخانه و انباری برای هیزم و ذغال و چهار اتاق در دو سمت حیاط ،‌با حوضی گرد و چهار باغچه مثلثی در اطراف . غذا روی هیزم و در اجاق پخته می شد . دیگ ها همه مسین بودند و پشتشان از دود سیاه بود. بوی سرخ شدن بادنجان و سبزی که از پنجره بیرون می زد خوشایند بود ،‌ آن هم با روغن کرمانشاهی !

کتاب تهران جلد اول / گردآورنده سیما کوبان / انتشارات روشنگران

تا غروبی دیگر : سیمین بهبهانی

وجه تسمیه خیابان سرهنگ سخایی

پنجشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۴

خیابان سرهنگ سخایی خیابانی است در امتداد غرب به شرق که ورودی غربی آن با توجه به تردد وسایل نقلیه در خیابان وحدت اسلامی و خروجی شرقی آن در خیابان فردوسی قرار دارد.

سید محمود سخایی کاشانی ، رییس شهربانی کرمان و از دوستان نزدیک دکتر مصدق بود که در جریان کودتای ۲۸ مرداد در کرمان کشته شد.

در دوره پهلوی این خیابان را با نام سوم اسفند می شناختند که اشاره ای بود به کودتای نظامی سوم اسفند ۱۲۹۹ .

این گذر را در دوره قاجار ” برج نوش ” می گفتند که از وجه تسمیه آن بی خبرم.