قصه کافه تهرون باغ موزه نگارستان …

قصه کافه تهرونی که روزگاری موجب رونق باغ نگارستان بود …

در دی ماه سال ۱۳۹۱ به کمک تعدادی از دوستان خوبم ، توری طراحی و اجرا شد با موضوع گردشگری ادبی در مورد حسن مقدم و ملک الشعرای بهار، که در ادامه نتایج خوب آن تور ، پیشنهاد حضور کافه تهرون در مجموعه باغ نگارستان از سوی  مدیران دانشگاه تهران مطرح شد .

تبدیل یک وب سایت به فضایی واقعی ، کمک به رونق یک مجموعه تاریخی و تولید خاطره در یک فضای خوب شهری از جمله دلایلی بود که منجر به پذیرفتن این پیشنهاد شد.

به همت مدیران دانشگاه تهران و باغ نگارستان ، درهای این مجموعه و کافه تهرون از بهار ۱۳۹۲ به روی شما عزیزان گشوده شد. اما فعالیت  رسمی کافه تهرون، متناسب با دیدگاههای فرهنگی خود از آبان ۱۳۹۲ شکل گرفت .

گلهای تازه روی میزها ، همراه با حضور گرم شما و گل لبخند روی لبانتان ، خاطرات خوشی را برای ما و شما در یک فضای خوب شهری به ارمغان آورد. حال و هوای چیدمان و ارائه خدمات ، نشان از یک کافه ایرونی داشت که بسیار بر این مهم کوشیدیم.

قرارداد رسمی ما با دانشگاه تهران به مدت ۳ سال بود که در مهر ۱۳۹۲ آغاز و درتاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ پایان یافت.

دانشگاه تهران در حد بضاعت کوشید تا شرایط مناسب و مطلوبی را در جهت بازدید از این فضای شهری و سایت تاریخی فراهم آورد که تمام تلاشهای آن مجموعه محترم جای تشکر و قدردانی دارد.

همچین درک این موضوع که وجود کافه ای با ساختار فرهنگی و متناسب با شان مجموعه ، می تواند تاثیری شگرف بر رونق یک فضای شهری داشته باشد از نظر ما بسیار قابل احترام می باشد که متاسفانه با تغییر مدیریت های فرهنگی روز به روز از ارزش و اعتقاد به این تفکر کاسته شد.

دانشگاه تهران حاضر به تمدید این قرارداد  نشد که با احترام به سیاستهای این مجموعه پذیرش آن منطقی می باشد اما به عنوان یک شهروند به چند نکته باید اشاره کنم :

- متولیان فرهنگی دانشگاه تهران درک صحیحی از فضای شهری مناسب با رویکرد تولید خاطره در تهران کنونی نداشتند و حال خوش مردم و یک مجموعه  را فضای سیاستها و خواسته های خود کردند.

- متولیان فرهنگی دانشگاه تهران در جهت جبران محدودیت ها و موانع مالی که گریبان گیر تمام بخشهای فرهنگی است کمی از رویکرد فرهنگی خود فاصله گرفتند .

-پیش فرض روابط فرهنگی بین مجموعه ها بر اساس رعایت احترام متقابل است که متاسفانه در برخی موارد، برخوردمدیران فرهنگی نشان از این امر نداشت.

- متولیان فرهنگی دانشگاه تهران به راحتی چشم بر خیلی از موارد بستند . این که چگونه بدون سرمایه مالی و بی ادعا ، تنها به اتکاء هنر و تواناییهای خود ، با حمایت شما مردم نازنین و زحمات تک تک پرسنل مجموعه مان ، در حد بضاعت موجب رونق باغ نگارستان شدیم.

- متولیان فرهنگی دانشگاه تهران ، بگذریم ….

این قصه هم شبیه به قصه های تلخ و تکراری دیگر که متاسفانه در فضای شهری ما کم روایت نمی شود.

تمام تلاش خود را به کار گرفته ایم تا با پیدا کردن فضای مناسب ، باز هم سهم ناچیزی در تولید خاطرات خوش شما داشته باشیم. به امید خبرهای خوش آینده …

سپاس از حمایتها و همراهی شما کافه تهرونیهای نازنین …

روزی به مراد عاشقان گردد کار …